منـــیــبــــــــــــ

اللهم ارحم من لایرحمه العباد، و اقبل من لایقبله البلاد...

منـــیــبــــــــــــ

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر،
و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و محبیه،
بحق فاطمة الزهراء....

موسسه بیان معنوی


برایمان فکری بکن، حاج همت!

http://abiza71.persiangig.com/Yeksib/Shahid-Hemmat-n.jpg

درد و دل با حاج ابراهیم همت،

در سالروز عروج ملکوتی اش....

از سن امروز من، تا سن آن روز تو، نمی دانم چند فصل فاصله است...

ولی بزرگی به فصل هایی که طی کردیم نیست!

فصل های زیادی را طی نکردی.... اما تا خدا رفتی....

روح تو به بلندای آسمان بود...

روح تو دستی به آسمان هفتم داشت...

روح تو با نماز های شب و استغفارها و چشمان ِزیبای ِگریان ِهم آغوش با "الهی العفو" خو گرفته بود...

تو بزرگ بودی و بی همتا...

تو حاج محمد ابراهیم همت بودی... و هستی!

و حالا، می خواهم بی واسطه از فاصله های زمینی و آسمانی،

بدون توجه به اینکه من اسیر جسمم و گناه، و تو آزادی و آزاده...

و دور از همه ی هیاهو ها، با تو درد و دل کنم....

در لای خاطراتی که از مردان آسمانی آن دوران باقی مانده خواندم:

بعضی هرگاه نزدیک شهادت می رسیدند خطر به جان می خریدند تا با آب، وضوی ِصلاة عشق بگیرند و می گفتند: دیگر با خاک حال نمی دهد!...

اما امروز، دراین هیاهو، دراین زندگی وانفسا که نفس در سینه حبس می گردد،

ما محتاج خاکیم....

ما بغض هایی داریم توصیف نشدنی...

ما دردهایی داریم لمس ناشدنی....

مرهم بغض ما آب نیست...!

مرهم دردهای ما مادیات نیست!...

مرهم درد و بغض ما حتی گریه هم نیست...

ما دردهایی داریم که بغض هایی از جنس سکوت فروخرده، در گلویمان می نشاند....

ما بغض هایمان را به خاک هایی می سپاریم، که قدرش را تنها خدا میداند و بس...

کمی سرت را خم کن!

با من حرف بزن!

دست بر سرم بکش!...

دردهایم را درمان باش!

حاج همت! برایم از شکوه طلائیه بگو...

برایم از خیبر بگو...

برایم از ثانیه ثانیه اش روایت کن...

برایم بگو چگونه!؟

بگو چطور میشود...؟!

چگونه باید "ادای تکلیف" را سرمشق زندگی کرد؟

برایم از حس حضور در "سه راهی شهادت" بگو...

برایم دیکته کن چگونه نگذارم حق سه راهی شهادت پایمال شود...؟

حاج همت! ما جوان های امروزی گم شده ایم...

ما در پس ثانیه های غفلت، گرد و غبار گناه می نوشیم...

شما که حتی گوشه نگاهتان از چشم های همیشه شب زنده دارتان از آن بهشت برین، دل های هزاران هزار مجنون آشفته را ویران میکند....

شما دست به کار شوید حاج همت!

کاری از هیچ کس بر نمی آید...

جز مردانی از جنس حاج ابراهیم همت ها...

از جنس مهدی زین الدین ها....

ازجس آوینی ها ...

از جنس چمران ها...

ازجنس خرازی ها و باکری ها

و هادی ها و علمدار ها.....

باور کنید درد های زندگی دارد ما را از درون نابود می کند...

حاج ابراهیم!

شما دشمن را پیش رویتان می دیدید و می جنگیدید...

در دوران ما دشمن حضور فیزیکی در خاک مان ندارد!

اما خمپاره هایش دارد ما را از پا در می آورد...!

تک های ناگهانی اش نفس هایمان را گرفته!....

در دوران ما سادگی غریب است و

ساده عجیب، محکوم!!

اینجا موهای ساده ی پسران، چادر های سیاه دختران،

ته ریش مردانه ی پسران، و صورت های بی آرایش دختران عیب است و عقب افتادگی!!!

باورت می شود؟؟!؟!

همان ارزش هایی که شما برایش خون دادید...!!

حاج ابراهیم!

دیروز خاکمان را نجات دادید...

امروز فکری به حال خودمان بکنید!

 

امروز سالروز عروج ملکوتی این مرد آسمانی است...

پس شهدا را یاد کنید با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد

  • چشم به راه

شهید همت

حاج ابراهیم همت

نظرات (۱)

  • طلبه جهادگر
  • امیدوارم همه ما رهرو واقعی شهدا باشیم...
    زیبا بود استفاده کردم.

    پاسخ:
    إنشاءالله....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">