منـــیــبــــــــــــ

اللهم ارحم من لایرحمه العباد، و اقبل من لایقبله البلاد...

منـــیــبــــــــــــ

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر،
و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و محبیه،
بحق فاطمة الزهراء....

موسسه بیان معنوی

۴۴ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

انقلاب سوم

تجمعی که نبودم!!

سلام.

انگار قسمت نبود حضورمان....!

همان ساعت کلاس داشتیم... ):

خیلی می خواستم باشم بین معترضین، اما چه کنم که نشد؟!!...

البته از آنجا که قول داده بودم به برخی دوستان که گزارشی از تجمع ارائه بدهم و حالا شرمنده ی آنها هستم، گفتم لااقل کمی حرف هایم را در این باب بنویسم.

عکس های مراسم در فرهنگ نیوز و سایر خبرگزاری ها هست... می توانید دید!

اما این عکس را به شخصه خوشم آمد...:

و اما درد ها...-که کم نیستند- ... :

اول از همه، گله ام برمیگردد به رسانه ها...

چرا هیچ صدایی از این تجمع در نیامد و اگر آمد، بزور بود و تکذیب هم شنید و البته دیر هم بود!!

چنین مراسمی در سال "جهاد فرهنگی" پوشش خبری نمی خواهد؟؟!!...

حالا اگر بیشتر بنگریم، از صدا و سیما کم نباید شکایت کرد...!

از آموزش و پرورش نیز هم...

و از مردمی که فراموششان شده است خوبی های دین....

و.....

و.....

وضع فرهنگ اصلا خوب نیست!!

مریض مان حالش وخیم است...

کاش طبیبان حاذقی باشیم...

و مکرو و مکرالله والله خیر الماکرین

افسران - و مکرو و مکرالله والله خیر الماکرین 


حضرت امام خمینی پس از تهاجم نظامی آمریکا در طبس :
«ملت رزمنده ایران دخالت نظامی آمریکا را شنیدید و عذرهای کارتر را نیز شنیدید .
اینجانب که کرارا گفته ام کارتر برای وصول به ریاست جمهوری حاضر است به هر جنایتی دست بزند و دنیا را به آتش بکشد شواهد آن یکی پس از دیگری ظاهر شده و می شود و اشتباه کارتر در آن است که گمان می کند با دست زدن به این مانورهای احمقانه می تواند ملت ایران را که برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداکاری رویگردان نیست از راه خودش که راه خدا و انسانیت است منصرف کند. کارتر باز احساس نکرده با چه ملتی روبه روست و با چه مکتبی بازی می کند. ملت ما ملت خون و مکتب ما مکتب جهاد است».

جالبه...

جالبه ها....!!

البته از اون مدل جالب ها که گریه دارد....!! :(

مملکت جالب شده!!

اول از همه یک سوال: مگه اینجا ایران اسلامی نیست؟!!

پس چرا -بجز غیر انتفاعی ها- یا مدرسه ی خوب و اسلامی نداریم، یا آن ها که نامشان بوی مذهب می دهد، رگه هایی از حجتیة دارند....؟!

پس چرا وقتی می روم خرید، چندین مغازه را باید با بغض پشت سر بگذارم و حتی اگر چیزی پسندیدم، اعصابم اجازه ی خرید ندهد...؟!... [از دست شکل و قیافه ی فروشنده های زن و مرد گرفته تا طرز صحبت و آهنگ های زننده شان....]

پس چرا با دیدن یک راننده که وقتی پول خرد ندارد، حلالیت می طلبد، چشمانم 6تا می شود و قند در دلم آب می شود؟!!

پس چرا برای خرید خانه، باید دنبال جایی باشیم که همسایه هامان، کمی رعایت کنند موازین اسلامی را...؟!!

پس چرا پا که از دایره ی خودمانی ها فراتر بگذاریم، با همه غریبه ایم؟!...

واقعا چرا؟!.....