منـــیــبــــــــــــ

اللهم ارحم من لایرحمه العباد، و اقبل من لایقبله البلاد...

منـــیــبــــــــــــ

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر،
و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و محبیه،
بحق فاطمة الزهراء....

موسسه بیان معنوی

1435/2/20...

«بسم ربّ الذی قتلوه عطشانا»

امروز صبح، با نیت زیارت لباس پوشیدیم...

آماده شدیم تا برویم به زیارت «من لزیارته ثواب زیارة الحسین یرتجی»...

از میدان امام حسین(علیه السلام)، تا حرم شاه ری...؛ همانکه گفته اند:«من زار عبدالعظیم بری، کمن زار الحسین(علیه السلام) بکربلا...»

خلاصه، راه افتادیم...

همان ابتدای مسیر به رهروان عشق(علیه السلام) سربندهایی دادند با این نقش:

و چه زیبا بود این سربند بر پیشانی غیور مردان ایران...

و چون همیشه، شیرزنان ایران نیز دوشادوش مردانشان راه می پیمودند...


 

هنوز چند متری نرفته بودیم که این کوچه در قاب دوربین آمد و حال و هوا را زیباتر کرد...

حس و حال عجیبی داشتیم...

از یک طرف روضه ها و ایستگاه های بین راه آدم را هوایی می کرد و از سویی هیئت های عربی که با شور دسته به راه انداخته بودند و با ما همراه شده بودند...

تمام این ها حال و هوا را کربلایی می کردند؛ جوری که دلت می خواست عقلت باور کند که اینجا بیابان های اطراف کرب و بلاست و تو در راه حرم اربابی...

در راه قدم به قدم مردمانی بودند که هرچه توان داشتند به زائران خدمت می کردند... از راننده ای که کرایه نمی گرفت، تا نانوایی که با سرعت نان در تنور می گذاشت و راهیان حسینی را میهمان می کرد...

از پیرمردی که سینی چای را می گرداند تا پسربچه ای که با جعبه ای خرما زائران را پذیرایی می کرد...

هرجا صدای روضه و نوای نوحه بلند بود و اسفندها برای عذای حسین دود می شدند...

در راه پر بود از صحنه هایی دیدنی که گاه نمی دانستی به راهت ادامه دهی یا فقط از دریچه دوربین به این تصاویر قاب ببخشی...

مثل کودکانی که در تمام راه همراهت بودند و تو را از خستگی شرمنده می کردند...

و آن هایی که معصومانه حسینی بودن را می آموختند...




بعد از پیمودن راهی که در نظر کوتاه می نمود، به مقصود و مقصد رسیدیم...

لحظه ی اذان بود و صحن حرم...

 داخل شدیم و نماز خواندیم و البته به یاد تمام شما عزیزان بودیم...




[این هم گزارش ما از اربعین 1435]

التماس دعا

  • چشم به راه

اربعین حسینی

حسین بن علی

نظرات (۷)

سلام
خوش به سعادت شما ..
کلی دلمان را صابون زدیم که می آئیم ولی مثل این که اینجاهم نطلبیدند ...
پاسخ:
قبول حق إنشاءالله...
بودن و نبودن اونقدرها هم مسئله نیست...
خوب بود اگر حرم می بودید؛ اما همین که دلتون اونجا بود، مطمئنا بی تأثیر نیست...

دعامون کنید،
یا حق.
آقای بهجت (رحمة الله علیه) :
روایت دارد که در آخر الزمان همه هلاک می شوند به جز کسانی که برای فرج دعا می کنند گویا همین دعا برای فرج یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است . همین مرتبه ای از فرج است .
مطلب دیگر این که اگر کسی دعا برای فرج بکند آن شخص معتقد به آخرین رکن ایمان است .
سلام علیکم
با اینکه مثل شما توفیق اینو نداشتم که از ابتدای مسیر این کاروان رو همراهی کنم اما همون مسیر انتهایی تا حرم هم خیلی صفا داشت و چه میکرد یاد بیابان های نزدیک کربلا و رسیدن به حریم ارباب...
ان شالله که سال دیگه این کاروان به کاروان پیادگان به سوی حریم یار ملحق بشن...
وبلاگ خوبی دارین اگه دوست داشتید بمنم سر بزنید و اگه با تبادل لینک موافق بودید باخبر کنید.
یا زهرا...
پاسخ:
سلام بر شما.
إنشاء الله تمام دلدادگان به حریم شاه عشق برسند...


نظر لطف شماست...
خدمت می رسیم، إنشاءالله...
یا حق.
  • محمد حسین خانی کوثرخیزی
  • خدا قوت
    انشالله گزارش بعدی از بین الحرمین............

    التماس دعا
    پاسخ:
    إنشاءالله...


    فراوان محتاجیم...
    قبول باشه
    پاسخ:
    قبول حق، إنشاءالله...
    سلام
    زیارت قبول
    التماس دعا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">